سفر به اصفهان برای یک جشن سوپرایزی
کیانا جان خانواده سه نفری ما در تاریخ 96/4/23 (یعنی نه ماه و بیست و سه روزگی شما) به همراه باباجون مصطفی و مامان جون زهرا و خاله نیلوفر با ماشین بابایی ساعت ده شب عازم اصفهان شدیم.(بابا جون مصطفی به همراه عمو حسن در تاریخ 96/4/10 اومدن شیراز پیشمون و عمو حسن یه هفته پیشمون بود و رفت و بعد مامان زهرا در تاریخ 96/4/16 به شیراز اومد) البته در پست بعدی اعلام می کنم علت آمدنمان به اصفهان چی بوده
خاله خدیجه به همراه آقا هادی و نازنین و یاسمین (96/4/25) اومدن اصفهان.(که بعد می گم چرا اومدن
)
خوب ایندفعه اصفهان گردی رفتیم و قند عسل مامانی کلی استقبال کردی و به همه چیز با دقت توجه کردی
(96/4/27) پرنسس ناز همراه با مامان نوشین ،بابا منصور ، باباجون مصطفی ، مامان جون زهرا ، خاله نیلوفر و خانواده خاله خدیجه به خانه فرهنگیان واقع در خیابان آتشگاه رفتیم و اونجا غذاخوردین و کیاناجان هم کمی خوابید.

بعد از ناهار رفتیم منارجنبان

بعد از منارجنبان رفتیم پارک ناژوان و در آنجا به قسمت آکواریوم ماهی ها رفتیم و دختر نازم به حرکت تک تک ماهی ها توجه می کردی و با ذوق براشون دست تکان می دادی

بعد کیانا خانومی خسته شدن و خوابشون برد و مامانی و بابایی هم از فرصت استفاده کردند و رفتند دوچرخه سواری
(96/4/28)طلا خانوم همراه با مامان نوشین ،بابا منصور ، باباجون مصطفی ، مامان جون زهرا ، خاله نیلوفر و خانواده خاله خدیجه به شهربازی ملک شهر رفتیم و دخترکم در خواب ناز بود که در آخر بیدار شدی و ما شما را به استخر توپ بردیم

(96/4/29)همراه با خانواده خاله خدیجه به سمت شیراز حرکت کردیم.
حمام یک روز جمعه تازه بعد از مسافرت هم باشه



سفر به اصفهان برای یک جشن سوپرایزی
